سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

زخم بالای ابروت

1398/10/2 14:17
نویسنده : مامان غنچه
217 بازدید
اشتراک گذاری

حدودا یک ماه پیش بود که رفته بودیم دزفول، یعنی اونموقع 5 سال و 2 ماهت میشد

با عمه رفته بودیم هایپر مادر و کلی بهت خوش گذشته بود

همون شب هم کلی آتیش سوزوندی توی هایپر و بابایی چندبار بهت تذکر داد که کمتر شیطونی کنی

بعد خریدها از اونجایی که خیلی پیتزا دوست داری، به بابایی گفتیم که بریم فودکورت و پیتزا بگیریم

خیلی خوشحال بودی و همش پیجر دست بود و ذوق داشتی که زودتر صدامون کنن

وقتی چراغای پیجر روشن شد و پیتزامون آماده شد؛ بابایی بلند شد که بره سفارشو بگیره که به شما هم 

پیشنهاد داد و گفت: «بابایی تو هم بام بیا»

اما کاش نگفته بود

و کاش نرفته بودی

اینقدر عجله کردی و ذوق زده بودی که با شتاب دویدی در صورتیکه روت یه طرف دیگه بود و طاقچه روبه روتو ندیدی و ......

بالای ابروت یه زخم عمیق شد که کلی خون ازش رفت

داغون شدم.... خودتم خون و که دیدی خیلی ترسیدی و کلی گریه کردی

بماند که چقدر صورتت زرد شد و لب به پیتزا هم نزدی .....

الان که دارم دوباره مرور میکنم این خاطره و واست می نویسمش بازم دلم گرفت و روحیه ام خراب شد.

چیزی که جالبه اینه که دقیقا بابایی هم بالای ابروش، همین نقطه زخم شده و الان دوتاتون یه زخم مشابه دارین!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)